أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
160
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
يابيد ، ترسايان گفتند كه ابراهيم بر ملّت ترسائى بود ترسا باشيد تا راه يابيد ، بگوى اى محمّد كه : نه ، پس روى ملّت ابراهيم كنيم و بر دين ابراهيم باشيم كه دين و ملّت او مسلمانى است و از كژى و باطل دور است ، جهود نباشيم و ترسا نباشيم بر ملّت ابراهيم باشيم كه ابراهيم از جملهء مشركان نبود جهودان مشركند عزير را پسر خداى گفتند و ترسايان مشركند مسيح را پسر خداى خواندند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 136 ] قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِيَ مُوسى وَ عِيسى وَ ما أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ( 136 ) بگوئيد جهودان را كه ما بخداى ايمان آوردهايم و بدانچه بما آوردهاند كه قرآنست و بدانچه بابراهيم فرستادهاند و باسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط و آن ده صحيفه است كه بابراهيم فرستادهاند و بدانچه موسى و عيسى را دادهاند از توراة و انجيل و آنچه جملهء پيغمبران را دادهاند از كتابها و شرايع ؛ ما ميان ايشان فرق نكنيم در پيغمبرى و حقّى و راست گوئى چنان كه شما كه جهودانيد فرق ميكنيد ببعضى ايمان مىآريد و ببعضى نه ، و ما او را يعنى خداى را مستسلم و منقاديم اسباط در بنى يعقوب چنانند كه قبايل در بنى اسماعيل ؛ بنام مختلفاند تا فرق و تميز باشد ميان فرزندان ايشان ، و سبط نواده بود ؛ از اينجا حسن و حسين عليهما السلام را « سبطا رسول اللّه » گويند ، و موسى و عيسى را از بهر آن جدا كرد كه دين ايشان و كتاب و شرع ايشان دگر بود . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 137 ] فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ فِي شِقاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 137 ) عبد الله عباس گفت [ به مثل ] زيادت است و او چنين خواند « فان آمنوا بما آمنتم » و گفت : اين چنانست كه « ليس كمثله » اى ليس كهو « 1 » چون رسول خداى اين آيت مقدّم بر جهودان و ترسايان خواند چون بذكر عيسى رسيد ترسايان را خوش نيامد و
--> ( 1 ) - از « عبد اللّه عباس » تا اينجا در نسخهء قديمى نيست .